تبلیغات
مجموعه کتاب های ترسناک (آرال استان) - کتاب رقص هالووین
یکشنبه 17 تیر 1397

کتاب رقص هالووین

   نوشته شده توسط: عباس خراط    

خیلی ترسیده بودم، تا سر حد مرگ ترسیده بودم، و به واژه هایی گوش می کردم که امیدوار بودم هرگز آن ها را نشنوم! مادرم می گفت: ما مهمانی هالووین را در خانه ی خدمان برگزار می کنیم. فوق العاده است، مگر نه ؟

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر