تبلیغات
مجموعه کتاب های ترسناک (آرال استان) - کتاب به زیرزمین نزدیک نشو
پنجشنبه 19 مرداد 1396

کتاب به زیرزمین نزدیک نشو

   نوشته شده توسط: عباس خراط    

دانلود کتاب به زیرزمین نزدیک نشو

خلاصه داستان

مدتی بود كه پدر “كیسی” و “مارگارت” با آنها رفتار سابق را نداشت و بعد از اخراج شدن از محل كارش اكثر اوقات در زیرزمین خانه مشغول به كار بود و دیگر وقتی برای بازی كردن یا حرف زدن با بچه‌ها را نداشت. یك روز كیسی و مارگارت هنگام بازی درباره كار و رفتار پدرشان با هم حرف زدند و تصمیم گرفتند خودشان به زیرزمین بروند و حالش را بپرسند. وقتی از پله‌ها پایین رفتند و به زیرزمین نزدیك شدند، ناگهان پدرشان به سمت پله‌ها آمد و نگاه غضبناكی به آنها كرد. پوست او زیر نور مهتابی، رنگ سبز به خود گرفته بود و از دست راستش خون می‌چكید و فریاد می‌زد طرف زیرزمین نیایید! بعد از آن …


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر